ورجمکرد (شهر آرمانی آریائیان)

 به جمشید پادشاه ایران زمین هشدار داده بودند كه سه زمستان دهشتناك در پيش است و چنين شد كه جمشید دژي بنا كرد و تخمه همه حيوانات مفيد،گياهان و بهترين مردمان را بدانجا برد. و آن دژ باستانی ورجمکرد نامیده شده...


جم (جمشید اولین پادشاه جهان) به سبب ساختن وره(ورجمكرد) يا دژي زيزميني مورد ستايش قرار دارد.بدين روايت آفردگار به جم هشدار داده بود كه سه زمستان دهشتناك در پيش است و چنين شد كه جم دژي بنا كرد و تخمه همه حيوانات مفيد،گياهان و بهترين مردمان را بدانجا برد.متون متأخر پارسي هدف ايجاد ور را دوباره آماده كردن جهان پس از فرجام زمستاني سخت در پايان جهان دانسته اند.
ورجمکرد علاوه بر اینکه نخستین آرمانشهر ایرانی است، تنها شهری است که به وجه کالبدی آن در منابع مختلف توجه بیشتری شده است.
ورجمکرد، نام پناهگاهی زیرزمینی و بزرگ است که «جم» یا جمشید به فرمان اهورامزدا آن را به شیوه‌ای که بندبند آن در وندیداد اوستا مشخص شده، بنا کرد تا در برابر تغییرات جوی آینده و زمستان سخت و کشنده ای که در راه بود، مردمان و جانوران به آن پناه جویند. در این نوشته، از سوی اهورامزدا طرحی به جمشید دستور داده شد که میتوان آن را یکی از کهنترین نمونه‌های شهرسازی در فرهنگ بشری دانست.
پروفسور مری بویس معتقد است که طرح و ساختمان (ور) جمشید معمایی است که گشوده نشده است اما در تحقیقی با عنوان « اندیشه شهرسازی در نخستین شهر اسطوره‌ای ایران »‌ سعی در گشودن این معما میشود.
جمشید با ساخت ورجمکرد مردمان و موجودات دیگر و نباتات را از گزند زمستان سخت می رهاند.در این باغ در مدت زمستان سخت فروغ جاودانی و فروغ جهانی تابیدن می گیرد و در هر سال یکبار ستارگان و ماه و خورشید غروب می کنند و به نظر ساکنان هر سال مثل یک روز است و در هر چهل سال از هر جفت یک جفت دیگر پدید می آید.در هیچ جای اوستا پس لز زمستان و توفان سخت جمشید از ور بیرون نمی آید.پدید آورنده این زمستان ملکوسان(ملکوش) نام دارد و او دیوی است که در پایان هزاره هوشیدر زمستان سختی پدید می آید و سه سال زمین را دچار باران و برف و تگرگ می سازد و آن را ویران می کند و پس از آن ساکنان ورجمکرد بیرون می آیند و زمین را آباد می کنند.


جمشيد در 900 سال پادشاهی بر زمين آبادانی را افزايش دادی. سراسر گيتي عاری از بيماری و مرگ بود و همه در صلح و صفا می زيستند. سپس هرمزد او را از آمدن طوفانی به اسم مهر كوشا آگاه كرد و گفت: ای جمشيد زمستان سختی در راه است و جانوران هلاك خواهند شد، چون طوفان برخيزد و سيلاب ها جاری شود و چمنزاران در آب فرو می روند. دژی استوار بساز كه طول هر سوی آن يك ميدان باشد و در اين دژ از نژاد چارپايان نمونه ای بردار. مسكنی برای مردمان بنا كن، نهرهای آب روان كن و مرغزارهای سبز و چراگاههای زيان ناپذير فراهم ساز.
پس جمشيد دژی ساخت و از هر جاندار جفتی در آن نهاد، در دژ او هر سال يكبار آفتاب و ماه و ستارگان بر می خواستند و غروب می كردند و يك سال در نظر ساكنان دژ يك روز بود. در هر چهل سال از هر جفت از موجودات دژ جفتی ديگر پديد می آمد، تا طوفان سهمگين مرگ آور به سر شد. آنوقت ساكنين باغ بيرون آمده و زمين را از نو آباد كردند.
در حقيقت اين اسطوره به جمشيد نقش رستاخيزی می بخشد و در رابطه نزديك با سوشيانس منجی زرتشتيان قرار می دهد. زيرا در زمان هر دو، جاودانگی و جوانی دائم و پاينده است.

در بُندَهِش اما سخن از یک اَشوَزدَنگهِه است او از هفت تن جاودانانی بوده است که با ماجرای "وَر جَم کَرد" ارتباط دارند و در رستاخیز به یاری سوشیانت برخواهند خاست...

 

تماس با ما

با خواندن کتاب های ما هزاران زندگی را تجربه کنید


نشرموج
خیابان انقلاب، خیابان دوازده فروردین، خیابان نظری، کوچه جاوید یک ،پلاک شش واحد یک
02166959925
02166495274
info@mowjbook.com
شنبه تا چهارشنبه - نه صبح الی پنج عصر

آخرین اخبار در کانال تلگرام نشرموج